عجیب ترین مرگ های عالم

۶٫ تامس آت وی: نمایشنامه نویس انگلیسی«۱۶۵۲-۱۶۸۵»

مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت  خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول در گلویش گیر کرد  و خفه اش کرد.

۷٫ تامس می:مورخ انگلیسی«۱۵۹۸-۱۶۵۰»

بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد

۸٫ جان وینسون: ماجراجوی بریتانیایی«۱۵۵۷-۱۶۲۹»

وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، سپس در سرش فرو رفت.

۹٫ جروم ناپلئون بناپارت: آخرین بناپرت آمریکایی«۱۸۷۸-۱۹۴۵»

در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله درگذشت.

۱۰٫ جورج دوک کلارنس: «۱۴۴۹-۱۴۷۸»

به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

۱۱٫ جیمز داگلاس ارل مورتون: «۱۵۵۲-۱۵۸۱»

بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سرش بریده شد.

۱۲٫ رودولفونی یرو: ژنزال مکزیکی«۱۸۸۰-۱۹۱۷»

اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

۱۳٫ زئوکسیس: نقاش یونانی در قرن پنچم

به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و درگذشت.

۱۴٫ ژراردونرال: نویسنده فرانسوی«۱۸۰۸-۱۸۵۵»

با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.

۱۵٫ فرانسیس بیکن: «۱۵۶۱-۱۶۲۶»

براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی درگذشت.

۱۶٫ فالک فیتز وارن چهارم: «۱۲۳۰-۱۲۶۴»

در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و او که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.

۱۷٫ کلادیوس اول: امپراتور رم«۵۴ ب.م-۱۰ق.م»

با یک پر آغشته به سم خفه شد.

۱۸٫ کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ: «۱۸۶۰-۱۸۹۵»

این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.

۱۹٫ گریگوری یفیموویچ راسپوتین: «۱۸۷۱-۱۹۱۶»

وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.

۲۰٫ یوسف اشماعیلو: کشتی گیر ترک

بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند و درگذشت.

نویسنده:مارال

/ 2 نظر / 23 بازدید
دایی جواد

مرگ ها همه هم اینجوری که فکر میکنیم نیست/ باید هر لحظه منتظرش بود/ اتفاق ها ی اطرافمون یا خودمون ممکنه باعث اون بشیم مثله اینهایی که شما تعریف کردین ممنون از مطالبه زیباتون [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]

دایی جواد

دایی کتابه 300 صفحه ای رو یه روزه میخونی / آفرین پشته کار / خوب یواش تر بخون که زود تموم نشه دایی [گریه]