یادگاری...

 
گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .
 
 گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه
 
 می تونی ؟ گفت : آره سخت نیست ،
 
آسونه. گفتم باشه .بنویس تا همیشه
 
یادگاری بمونه. یه خنجر برداشت . گفتم
 
این چیه ؟ گفت : سیسسسسس. ساکت
 
 شدم . گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی .
 
 خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت .
 
دوست دارم دیوونه. اون رفته ، خیلی وقته
 
، کجا ؟ نمی دونم . اما هنوز زخم خنجرش
 
یادگاری رو قلبم مونده. دوست دارم
 
دیوونه......
 
نویسنده:اتنا
/ 1 نظر / 21 بازدید
dani mankan

[لبخند]salam doostane aziz webe bahali booood be ma ham sar bezanid.